تولد دو سالگی هلوکیتی ما
![]()
هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوووووووووورااااااااااااااااااااااااااااا دختر ناز ما
دو ســــــــــاله شد

دو سال از به دنیا اومدن فرشته ی ناز ما میگذره...
قربونت برم خوشگل مامانی که داری بزرگ میشی. خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا جـــــــــــــــونم شـــــــــــکر!!!
دوستان وبلاگی مهربونم از همتون بابت دیر آپ کردنم عذرخواهی می کنم.ممنون که به یادمون بودی هر روز هر روز برامون کامنت های خوشگل میذاشتی و ازمون میخواستی که پست تولد رو بزارم..خیلی خوشحالم که دوستای خوبی مثل شماها دارم.
و اما.... تولد...

امسال از خوش اقبالی
ما عمه فاطمه اینا (عمه ی بابایی) از شهرستان اومده بودن قم.
ما هم همه رو برای تولد دخملمون دعوت کردیم.

یعنی مهمونامون شدن خانواده ی عمو ابوالفضل و خانواده ی عمه اینا با خانواده ی آقا مصطفی که میشه پسر عمه فاطمه.
همه رو برای شب جمعه که برابر بود با شب تولد دخترم دعوت کردیم.
![]()
حدیثه سادات عزیزم
همه خیلی برات زحمت کشیده بودن و کادوهای خوشگلی برات آورده بودن. دست همشون درد نکنه.شما هم خیلی خوشت اومد.
دخترکم همیشه قدر آدمایی رو که برات زحمت کشیدن رو بدون.
تقریبا از سه روز قبل تولد شروع کردم به تزیینات خونه.
با وجود شما اگه یه هفته هم جلوتر راه میفتادم
بازم نمیرسیدم از بس که خرابکاری میکردی.![]()
و من مجبور بودم شبا رو بیدار بمونم.
خداروشکر که همه چی به موقع آماده شد.![]()
تشکر ویژه برای دوست گلم الهام خانوم که زحمت فتوشاپ تولد ما رو کشید..
خب دیگه بریم سراغ عکسا...

حمام قبل از تولد...![]()

کارت دعوت به تولد حدیثه سادات با تم هلوکیتی!!!!!

بفرمایید.... به طرف تولد....![]()

به تولد حدیثه سادات خوش اومدید..![]()

تزئینات خونه با تم هلو کیتی!!!

خودت هم عزیزم هی میگفتی کیتی..
همش عکس کیتی دستت بود فقط چند تا برگه برای شما چاپ کردیم.

حدیثه سادات تولدت مبارک.

این عکسا مال قبل از اومدن مهوناست.![]()

بازم خوش آمدگویی به مهمونای عزیزمون.![]()





اینم خوراکی ها.. ژله ها و دسرها



دخمل ناز ما حاضر شده برای جشن تولد خودش..![]()
عزیزم انشاالله 200 ساله بشی.

اولین دفعه ای هست که به موهات گیره زدم..خودم کلی ذوق کرده بودم!!

با پسر عموش داره شبکه پویا نگاه میکنه. منم دارم شکار لحظه ها میکنم.
به قول خودت میگی پی پی.. به پویا میگی پی پی

کیک تولد کیتی ما.. بفرمایید نوش جان.![]()

حدیثه سادات و باباش.. ![]()

حدیثه سادات و عمو سید ابوالفضل و سید صادق!!!!

و یه عکس دیگه!!!! 

آقا محمود شوهر عمه ی بابایی و حدیثه سادات!!!![]()



دو تا عکس تکی از حدیثه سادات جیــــــــــــــــــــــــــگر مامان..![]()

![]()

یه عکس تکی هم از سید صادق عزیز دل ما..![]()





ماشاالله به داداشا!!!!!![]()
![]()

عموم داره برام دست میزنه... هـــــــــــــــــــــــــــــوررراااااااااا


نوبتی هم که باشه دیگه نوبت شامه

شام ما هم سالاد الویه و لقمه سبزی بود با مخلفاتی که می بینید..

هدیه هایی که گرفتی.. دست همگی درد نکنه. مخصوصا مامان باباهایی که نبودن و کادو فرستاده بودن.
منظورم مادر پدر خودم و مادرشوهر و پدرشوهرم هست.![]()

برگه ی یادگاری........

ممنون که تو این شب زیبا ما رو همراهی کردید و قدم رو چشم مامان و بابام گذاشتید..
از طرف حدیثه سادات


فرداشب تولدت خاله طاهره اینا اومدن خونمون.خاله ی خودم.
احمد شوهر خاله طاهره و حسین پسر گلش. ![]()

اینم کادوی خاله طاهره. دستشون درد نکنه.





تولد دو سالگی هلوکیتی ما
